زبان و ادبیات عربی... هناک دائماً مَن هُو أتعَسُ مِنک، فأبتسم...
| ||
|
پاسخ به پرسش«چه کسی هزار و یک شب را نوشته است ؟»امکان ناپذیر به نظر میرسد. روند شکل گیری اثر به احتمال قوی چنین بوده است: کسانی داستان ها را آفریده اند و روند آنها را برای دیگران«نقل»کرده اند؛ راویان شفاهی، داستان ها را سینه به سینه ازنسلی به نسل دیگر رسانده اند؛ کاتبان، داستان ها را مکتوب کردهاند؛ ویراستاران، داستان ها را پرداخته اند و در این رهگذر،گاه شکلی کاملاً تازه و متفاوت بدان ها بخشیده اند، و در نهایت دیگران، داستان ها را در قالب یک اثر گردآوری و تنظیم کرده اند. آنچه درباره این سربازانِ لشکرِ سازندۀ هزار و یک شب میدانیم، تقریبا هیچ است. آن چه باقی مانده است اثری است عظیم که چون گوی برفِ غلتان، به هستی در آمده و ما را به مطالعۀ خود فرا میخواند. امروز همگان باور دارند که هر داستانی به همت توانِ آفرینشِ مولّفی به هستی میآید. نخست، کسی داستانی میآفریند و آن را برای داستان نُیوش یا داستان نیوشانی تعریف میکند که داستان را به خاطر میسپارند تا برای دیگری یا دیگرانی تعریف کنند و از همین نخستین نقل، فرایند روایت شفاهی – که گاه سده ها نیز ادامه مییابد آغاز میشود. هم زمان با روایت شفاهی، ممکن است که داستان مکتوب شود. در جامعه ای که مهارت خوانش و نگارش، مهارتی عام نیست، وجود متن مکتوب داستان هیچگاه مانع روایتهای شفاهی نیست.شکل نخستین داستان اغلب در این رهگذر دگرگون میشود و بدین ترتیب نسخه های متفاوتی از یک داستان به وجود میآید. گاه برخی – یا همۀ – این نسخه ها چنان با شکل نخستین، تفاوت دارند که پنداری همه، داستانهایی جدا هستند. احتمالاً گردآوری داستانها در مجموعهای واحد، هم زمان با مکتوب شدن آنها انجام میگرفته و گرد آورندگان، اغلب نقش کاتب / ویراستار را نیز برعهده داشته اند. «شواهدی هست که نشان میدهد این گردآورندگان کوشیده اند تا زبان داستان ها را بپیرایند و گاه، جزئیات داستان را روزآمد کرده اند.» بررسی هزار و یک شب به خوبی مشخص میکند که آفرینندگان و راویان، تنها بر آفرینش خود تکیه نداشته اند و اغلب آزادانه، از انبوه سازمایه ها و شگردها که درحافظه داشته یا از آثار دیگر، برگرفته بودند، استفاده کرده اند.خلاقیّت آفرینندگان معمولاً درکاربردِ تازۀ الگویِ ساختی قدیمی، یا ترکیب بُن مایه های آشنا به شیوه های تازه، نمود مییابد. راویان نیز با افزودنِ بن مایه های تازه که اغلب از آثار دیگر، وام گرفته شده اند؛ یا گسترشِ داستان با افزودن حاشیه ها یا درجِ داستانی تازه که خود میتواند وام گرفته یا ساختۀ راوی باشد، داستان ها را غنی ساخته اند. نسخۀ تازۀ داستان همیشه جای نسخۀ قدیم را نگرفته است و گاه هر دو نسخه در مجموعهای آمده اند.داستان های موفّق، بارها تقلید شده اند و گردآورندگان، بدون توجه به تکراری بودن داستان، نسخه های متفاوت را در یک مجموعه گردآوری کرده اند. به همین دلیل، هر داستان در این اثر، مشکلی را در راه شناسایی تاریخِ متن قرار میدهد که حلّ آن را باید به تاریخ نگارانِ ادبیات سپرد. البته شیوۀ علمی آن است که مسائل تاریخیِ اثر، پیش از هر کوششی در تفسیر و مطالعۀ آن کاویده شود، اما تا امروز تاریخنگاریِ هزار و یک شب، سرشار از پرسش های بی پاسخ است. نظرات شما عزیزان: خانم آل کثیر
![]() ساعت22:34---20 مرداد 1391
سلام استاد طاعات قبول حق.
امیدوارم ترم آینده هم در دانشکده اصول دین وقت داشته باشید واحدبگیرییدو ما از تجربیات شما برای کنکور ارشد سال جاری بهره ببریم. باتشکر پاسخ:سلام.طاعات شما هم قبول..تا خدا چی بخواد..انشالله که قسمت بشه. دانشجوي ادبيات
![]() ساعت9:47---17 مرداد 1391
سلام استاد !
طاعات قبول ! ببخشيد استاد يعني شما از نيمسال اول 92-91 به گروه زبان و ادبيات عرب خواهيد رفت ؟ پاسخ:سلام.من هيچگاه خارج از اين گروه نبوده ام..نام گروه ديني عربي به گروه زبان و ادبيات عربي تغيير پيدا مي كند.. س. ظ
![]() ساعت18:22---12 مرداد 1391
سلام و درود خدمت دكتر افضلي :
ببخشيد استاد هر ترم براي واحد پايان نامه ظرفيت خاصي وجود دارد ؟ چند نفر مي تونند واحد پايان نامه رو بگيرند ؟ پاسخ:سلام..هر دانشجویی که شرایط آموزشی لازم را داشته باشد، میتواند پایان نامه را اخذ کند و محدودیتی وجود ندارد. .
![]() ساعت10:25---12 مرداد 1391
سلام
داستان نیوش یا داستان نیوشانی؟یعنی چی؟ پاسخ:سلام.داستان نیوش همان روایت گیر است همان کسی است که راوی قصه اش را برای او روایت میکند..مثلاً در هزارویک شب شهرزاد راوی است و شهریار روایت گیر یا قصه نیوش.. |
|
[ طراحی : میهن اسکین ] [ Weblog Themes By : MihanSkin ] |